تبلیغات
قــصـه هـای ( طــنـزِ ) شــیـر و عـسـل - 320 - لباس سوراخ شده ملانصر الدین
 
قــصـه هـای ( طــنـزِ ) شــیـر و عـسـل
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : صــادق امــیـن
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 28 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : صــادق امــیـن

320 - لباس سوراخ شده ملانصر الدین


Image result for ‫ملا نصر الدین‬‎

ملا شبی در صحن خانه هیکلی دید و گمان برد که دزد است. زنش را آواز داد تیر و کمان مرا بیاور. چون دزد حرکت نکرد و زن تیر و کمان را آورد، تیری در کمان نهاده رها نمود. اتفاقا تیر به نشانه خورد. ملا گفت: دزد که کشته شد تا صبح به او کاری نداریم برویم بخوابیم. ملا و زنش رفته و خوابیدند. صبح که ملا به تراس خانه رفت مشاهده کرد که دزد شب لباس خودش بوده که شسته و به درخت آویخته بودند. لباس سوراخ شده بود. ملا بلافاصله سجده شکر به جا آورد. زنش از مشاهده این واقعه تعجب کرده پرسید: چه جای شکر بی موقع است؟ ملا جواب داد: ای زن مگر ندیدی که چطور تیر به نشان خورده و آنرا سوراخ کرده. اگر خودم هم میان این لباس بودم حالا باید تابوت خبر میکردی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر