تبلیغات
قــصـه هـای ( طــنـزِ ) شــیـر و عـسـل - 265 - زرنگی ملا نصر الدین
 
قــصـه هـای ( طــنـزِ ) شــیـر و عـسـل
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : صــادق امــیـن
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

265 - زرنگی ملا نصر الدین
Image result for ‫زرنگی ملا نصر الدین‬‎

ملا شب با چهار نفر شام صرف میکردند. ناگهان باد وزید و چراغ را خاموش کرد. قرار گذاشتند یک نفر برای آوردن چراغ رفته و دیگران دست به غذا نزنند. تا او بیاید و برای اینکه معلوم شود که کسی غذا را نمیخورد، دستهای خود را به هم بزنند. ملا یک دست خود را روی زانویش زده و با دست دیگر به خوردن مشغول شد. وقتی چراغ را آوردند قسمت عُمدهً غذا خورده شده بود و هر یک گناه را به گردن دیگری انداخت و ملا هم صدایش بیرون نیامد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر