تبلیغات
قــصـه هـای ( طــنـزِ ) شــیـر و عـسـل - 252 - تشویش فکر ملا نصر الدین
 
قــصـه هـای ( طــنـزِ ) شــیـر و عـسـل
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : صــادق امــیـن
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : صــادق امــیـن

252 -  تشویش فکر ملا نصر الدین

Image result for ‫املت‬‎


شب عید زن ملا اُملت فراوانی پخته بود. ملا که اُملت را زیاد دوست میداشت. کاملا خوشحال شد. بعد از آنکه شام را با لذت فراوان خوردند باقی مانده را برای چاشت فردا گذاشتند.

در موقع خواب فکر باقی املت ها نگذاشت ملا بخوابد. ناچار زنش را بیدار کرده گفت: ای زن تو فکر مرا امشب مشوش کرده ای و خوابم را از بین برده ای بایستی چاره ای کرد.

زن گفت: چه کنم؟ ملا گفت: باقی املت ها را بیاور بخورم بلکه خوابم ببرد.

زن گفت: مرد حیا کن تازه غذا خورده ای بخواب فردا آنرا خواهی خورد. ملا با اصرار تمام گفت: تا آنرا نیاوری خوابم نمیبرد. بالاخره زن ناچار شده باقی املت را آورد. ملا با شتاب و حرص تمام آنها را بلعیده فکرش را راحت نموده خوابید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر