قــصـه هـای ( طــنـزِ ) شــیـر و عـسـل
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : صــادق امــیـن
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

286 - ملا نصر الدین ، این به جای آن

نتیجه تصویری برای عرعر خر ، ملا نصر الدین

 

در اثنای سفر ملا در شهری مهمان حاکم بود. در سر سفر ه ، حاکم را چندین مرتبه عطسه گرفته هر بار به طرف ملا رو نموده و عطسه میکرد. ملا پرسید: این حرکت شما پسندیده است؟

حاکم جواب داد: بلی در شهر ما آنرا عیب نمیدانند.

ملا بلافاصله بادی رها کرد.

حاکم خشمگین شده گفت: چه مرد بی تربیه ای هستی که در سر دسفره  چنین حرکت بیقاعده ای از تو سر میزند.

ملا جواب داد: این به آن در ، در شهر ما این حرکت بیقاعده نیست و عیب شمرده نمیشود.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 6 تیر 1396 :: نویسنده : صــادق امــیـن
285 - ملا نصر الدین و باد..

نتیجه تصویری برای عرعر خر ، ملا نصر الدین


شخصی پهلوی ملا نشسته بود. اتفاقا بادی از او خارج شد. برای از بین بردن صدای آن کفش خود را روی تخته کشیده به صدا در میاورد. ملا گفت: صدای آنرا از بین بردی برای بوی آن هم میخواستی فکری بکنی.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



284 - ملا نصر الدین و مصرف نشادُر

   نتیجه تصویری برای ملا نصر الدین


روزی ملا الاغ خود را برداشته برای آوردن هیزم اراده رفتن به کوهی کرد. در راه الاغ خسته شده ایستاد. رهگذری گفت: قدری نشادر به مقعد او بگذار تا راه بیفتد. ملا این کار را کرد و الاغ بیچاره شروع به دویدن نمود. در بر گشتن از کوه نیز این عمل را تکرار کرد و الاغ به سرعت هر چه تمام تر رفت. ملا چون از رسیدن به او ماًیوس شد ناچار مقداری نشادر نیز به خود استعمال نموده پیش از الاغ به منزل رسید. در منزل هم از اثر سوزش دیوانه وار به هر طرف دویده بی تابی میکرد. زنش هر قدر خواست او را آرام کند میسر نشد. سبب را پرسید. ملا رو به زن کرده گفت: اگر میخواهی به من برسی قدری نشادر استعمال کنی.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 19 خرداد 1396 :: نویسنده : صــادق امــیـن

283 -  عرعر خر ، ملا نصر الدین

نتیجه تصویری برای عرعر خر ، ملا نصر الدین


روزی همسایهً ملا آمده خر او را امانت خواست. ملا گفت: خر اینجا نیست.

در این بین صدای عرعر خر بلند شد.همسایه گفت: شما که میگوئید خر در خانه نیست پس صدای عرعر چیست؟

ملا غضبناک شده گفت: عجب آدم دیر باور و کم مدرکی هستی. گفتار مرا با این ریش سفید قبول نمیکنی و عرعر الاغ را تصدیق میکنی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 282 - دلیل اهمیت ملا نصر الدین


نتیجه تصویری برای دلیل اهمیت ملا نصر الدین

ملا روزی به مهمانی ای رفت در حالیکه لباسهای کهنه و معمولی خود را به تن داشت.

به این لحاظ کسی به او اعتنائی نکرد و محل مناسبی نشان ندادند.

ملا آهسته از آنجا بیرون آمده به خانه خویش رفت و لباس فاخری پوشیده مراجعت نمود.

در این وقت صاحب خانه با احترام تمام از او پذیرائی نمود و در صدر مجلس نشانیدش.

چون دسترخوان غدا را چیدند ملا آستین لباس خود را به غذا نزدیک کرده آستین را امر به خوردن می نمود

. حاضرین تعجب کرده سبب را جویا شدند.

ملا گفت: چون شما اشخاصی را که داری لباس فاخر باشند احترام میگذارید بنابراین غذا خوردن هم به عهده لباس است







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


281 - ملا نصرالدین و بالا رفتن از  درخت

نتیجه تصویری برای ملا نصرالدین و بالا رفتن از  درخت

روزی سه بچه در جاده ای میگذشتند. چون چشمشان به ملا افتاد به فکر افتادند کاری کنند که کفشهای ملا را بربایند. پس به نزدیک درخت قطوری آمده گفتند: هیچ کس نمیتواند از این درخت بالا برود. ملا گفت: این کار مشکل نیست من بالا خواهم رفت. بچه ها گفتند: حرف با عمل خیلی فرق دارد. اگر راست میگوئی برو.  ملا کفش خود را کنده بدست گرفت و به جانب درخت رفت. بچه ها پرسیدند: چرا کفشت را برمیداری؟ ملا جواب داد: بلکه از درخت هم به آنطرف راه باشد






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : صــادق امــیـن

280 - جواب الاغ ملا نصرالدین

نتیجه تصویری برای جواب الاغ ملا نصرالدین


شخصی الاغ ملا را به عاریه خواست. ملا گفت: صبر کن تا بروم از خود الاغ بپرسم. اگر به آمدن مایل شد میاورم. سپس به خانه رفته برگشته گفت: الاغ میگوید هرگز مرا به این شخص نده زیرا مرا میزند و به تو که صاحبم هستی دشنام میدهد و از این معامله هم چیزی حاصل نمیشود






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


279 - ملا نصر الدین و تعریف جای مُرده

Image result for ‫ملا نصر الدین ، کله گوسفند‬‎

جنازه ای را از کوچه عبور میدادند. ملا با پسرش ایستاده بودند.

پسر ملا پرسید: پدر در این صندوق چیست؟

ملا گفت: آدم.

پسر پرسید: کجایش میبرند؟

ملا جواب داد: جائی که نه خوردنی باشد و نه نوشیدنی، نه نان و نه آب، نه هیزم و نه آتش، نه زر و نه سیم، نه بوریا و نه گلیم...

پسر گفت: پس پدر درست بگو، خانه ما میبرند






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 8 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : صــادق امــیـن
278 - نذر ملا نصر الدین

Image result for ‫ملا نصر الدین ، کله گوسفند‬‎
خر ملا گم شد. نذر کرد اگر آنرا یافت ده دینار صرف زیارتخانه محل کند. پس از چند دقیقه خر پیدا شد. ملا به زیارتخانه رفته و گفت: چون معلوم شد نذرت گیراست نذر میکنم اگر صد دینار پول مفت امروز به من برسد ده دینار نذر اولی را با ده دینار دیگر برایت خرچ میکنم










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 8 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : صــادق امــیـن
277 - ملا نصر الدین و خوراک کبوتر

Image result for ‫ملا نصر الدین ، کله گوسفند‬‎
شخصی ماست خورد و مقداری به ریشش چکید.
 ملا از او پرسید: چه خورده ای؟
 گفت: کبوتر.
 ملا گفت: دانستم.
 پرسید از کجا؟
ملا جواب داد: از فضله اش که بر ریشت نمودار است






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 1 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : صــادق امــیـن

276 - غربال ملا نصر الدین

Image result for ‫ملا نصر الدین‬‎
ملا خواست از طاقچه چیزی بردارد غربالی پر از پیاز به سرش خورده سرش را به درد آورد. ملا غضبناک شده غربال را برداشته و به شدت به زمین زد. غربال از زمین جسته به پیشانی اش خورده خون روان شد. ملا از آشپزخانه کارد بلندی آورده گفت: غربال حالا اگر جراًت داری پیش بیا تا شکمت را پاره کنم






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 18 فروردین 1396 :: نویسنده : صــادق امــیـن

275 - خواب  ملا نصر الدین
Image result for ‫ملا نصر الدین و زنش‬‎

ملا در خواب دید گنجی یافته و بر دوش میبرد و از سنگینی آن تُنبانش را نجس کرده. از خواب برخاست زنش صرو صدا راه انداخت که مرد حسابی خجالت نمیکشی مثل اطفال تنبانت را کثیف میکنی؟ ملا گفت: ضعیفه اگر تمام خوابم راست برآمده بود حالا دست و پایم را میبوسیدی. چه کنم که نصفش بیشتر راست نشد






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 18 فروردین 1396 :: نویسنده : صــادق امــیـن

274 - آفرین ملا نصر الدین

Image result for ‫ملا نصر الدین ، کله گوسفند‬‎

ملا با حاکم و جمعی به شکار رفتند.

آهوئی پدیدار شد. حاکم تیر انداخت ولی به شکار نخورد.

ملا گفت: آفرین.

حاکم برآشفت که مرا مسخره میکنی؟

ملا گفت: خیر آفرین را به آهو گفتم.








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


273 - ملا نصر الدین به مرد یگفت  همین جا بایست

Image result for ‫ملا نصر الدین ، کله گوسفند‬‎

مردی ادعا میکردهیچکس نمیتواند او را فریب بدهد. ملا وقتی این حرف را شنید به نزد وی رفته و گفت: من قول میدهم که تو را فریب بدهم. مرد مزبور برآشفته شد و گفت: هرگز نمیتوانی این کار را بکنی ولی چنانچه توانستی مرا فریب بدهی هزار دینار خواهی گرفت. ملا گفت: بسیار خوب هزار دینارت را نزد قاضی شهر بگذار تا من ترا فریب بدهم. مرد مزبور هزار دینار را در نزد قاضی نهاد و گفت: چنانچه ملا توانست وی را فریب بدهد و با دروغی سرگرمش کند هزار دینار را به وی بدهد. ملا پس از اطمینان از اینکه پول را خواهد گرفت در جلوی قاضی به مرد مزبور گفت: بسیار خوب دوست عزیز... حالا همین جا بایست تا من بروم و باز گردم و تو را فریب بدهم. مرد مزبور همانجا در خانه قاضی باقی ماند ولی یک ساعت و دو ساعت و سه ساعت گذشت و از آمدن ملا خبری نشد. سر انجام مرد عصبانی شد و گفت: جناب قاضی مثل اینکه ملا شرط را باخته چون نیامده تا مرا فریب بدهد. قاضی لبخندی زد و گفت: ولی به نظر من تو اشتباه میکنی و او شرط را برده چون توانست ترا فریب بدهد و چهار ساعت در اینجا منتظر خود نگهدارد. بنابر این باید هزار دینار را همانطور که خودت خواسته ای به وی بدهم. مرد مدعی دیگر حرفی نزد و از خانه قاضی خارج شد و فردای آنروز ملا به خانه قاضی آمده و هزار دینار را گرفت و با خوشحالی به خانه خویش رفت






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 7 فروردین 1396 :: نویسنده : صــادق امــیـن
272 - ملا نصر الدین و قیمت حلوا

Image result for ‫ملا نصر الدین ، کله گوسفند‬‎

ملا با پسرش به دُکان حلوا فروشی رفته حلوائی خریده به پسر داد که به خانه ببرد و خود مشغول دیدن سایر حلواجات شد. پس از اطمینان از دور شدن پسر رو به حلوا فروش کرده گفت: اگر کسی از شما حلوا بخرد و پول نداشته باشد به او چه خواهید کرد؟ حلوا فروش گفت: لگدی به او زده بیرونش میکنم. ملا گفت: بی معطلی به من لگدی بزنید. صاحب دکان لگدی به او زده خواست بیرون اش بکند. ملا گفت: اگر به این قیمت میدهید یک مقدار دیگر هم حلوا بردارم







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 37 )    1   2   3   4   5   6   7   ...